close
تبلیغات در اینترنت
آموزش روانشناسی - 2

آموزش روانشناسی
آموزش جامع روانشناسی، موفقیت و تفکر مثبت نگر
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ي سايت

آموزش جامع روانشناسی و اصول موفقیت و تفکر مثبت نگر
موضوعات سايت
آموزش روانشناسی
ریپورتاژ آگهی
نويسندگان
احمد حیدری ارسالی: 25
معصومه هاشمی ارسالی: 18
آرشيو
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت آموزش روانشناسی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







انسان‌هاي موفق با باورهاي عالي موفقيت را براي خود خلق مي‌كنند. قانون زندگي قانون باورها است و باورهاي عالي سرچشمه موفقيت‌هاي بزرگ هستند. توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي‌كند.با اين ترفندها مي‌توانيد از مشكلاتتان در جهت رسيدن به موفقيت كمك بگيريد. شايد شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت”، كاري رعب‌آور يا غيرممكن به نظر برسد. اما مي‌خواهيم بگوييم كه چنين اتفاقي غيرممكن نيست.

كارآفرينان بي‌شماري وجود دارند كه به معناي واقعي از هيچ شروع كرده‌اند يا حتي بي‌خانمان بودند، اما حالا موفق هستند و ثروت زيادي بدست آورده‌اند. نمونه بارز آن، كريس گاردنر است كه ويل اسميت در فيلم ” در جستجوي خوشبختي” نقش وي را بازي كرده است.كريس گاردنر فردي بي‌خانمان بود كه به همراه پسرش در خيابان زندگي مي‌كرد اما حالا يك كسب و كار موفق چندين ميليارد دلاري را اداره مي‌كند.” اگر قلبتان همچنان مي‌تپد، هنوز هم زمان براي رسيدن به روياهايتان وجود دارد.” شان استفانشايد صدها كارآفرين وجود دارند كه پس از مشاوره گرفتن و تغيير شغلشان، مسير زندگي خود را يافته‌اند. و ما مي‌خواهيم برخي از مهمترين نكات و ايده‌هايي كه در جلسات مشاوره اين چنيني مطرح مي‌شوند را براي شما عنوان كنيم:

۱- آموزش ذهن شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت” خود ادراكي درك از خود و موقعيتي كه در آن قرار داريد، مي‌تواند يك سرمايه يا يك تعهد باشد. اولين چيزي كه بايد بفهميد اين است كه شما در اين كره خاكي زندگي مي‌كنيد و نفس مي‌كشيد پس چيزهايي براي خودتان داريد. شما صاحب فكر خود و جسم خود هستيد. و مهم نيست كه آن‌‌ها در چه شرايطي هستند، راه‌هاي زيادي براي ارتقاء هر دوي آن‌ها وجود دارند.اين دو ابزار در واقع تنها چيزهايي هستند كه هر فردي با دستان خالي به آن‌ها نياز دارد. بقيه چيزها تجمل و زرق و برق محسوب مي‌شوند. در حقيقت، ما شاهد موفقيت افرادي هستيم كه همان دست و پا را هم ندارند، پس بهانه شما چيست؟بسياري از موفق‌ترين افراد جهان با دوران بسيار سختي مواجه بوده‌اند، هزينه‌هاي مالي، روابط شكست خورده، كسب و كارهاي شكست خورده، بي‌خانماني و رنج و مشقت‌هاي ديگر. اما اين كه ياد بگيريم چگونه اين “مشكلات” را به “امتياز” تبديل كنيم، يكي از بزرگترين نقاط عطف اكثر افراد موفق بوده است.

 

۲-آموزش ذهن شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت” از زاويه ديگري به مشكلات‌تان نگاه كنيد :

مهمترين چيزي كه بايد درك كنيد اين است كه مشكلاتي همچون بي‌پول در واقع مزيتي هستند در لباس مبدل. وقتي زندگي، پول و ثروت را از شما مي‌گيرد؛ مجبور مي‌شويد از منابع ديگري براي انجام كارهايي كه بايد انجام‌شان دهيد، استفاده نماييد. شما مي‌مانيد و زمانتان، علمتان ( بالاخره همه ما چيزهايي را مي‌دانيم) و كساني كه مي‌توانند به شما كمك كنند.به عبارت ديگر، زندگي گزينه‌ها را حذف مي‌كند و كمكتان مي‌كند تا نحوه و مسير موفق شدن را انتخاب كنيد. در مواقعي كه پول نداريد، استخدام كردن يك كارمند تمام عيار دشوارتر خواهد شد؛ و اين يعني وقت آن رسيده كه خودتان آستين بالا بزنيد و كارها را انجام دهيد.اين روش جهاني گفتن اين واقعيت است كه شما قادريد خودتان كارها را انجام دهيد.باور ما بر اين است كه زندگي چيزهايي به سمت ما پرتاب مي‌كند، كه ما از پس‌شان برنمي‌آييم. ديموند جان كتابي دارد با عنوان قدرت شكست: چگونه جيب خالي، بودجه اندك و اشتياق به موفقيت، مي‌تواند بزرگترين مزيت رقابتي شما باشد.به نظر مي‌رسد او به نكته درستي اشاره كرده است. با وجود اين كه تمامي اين كلمات بار منفي دارند، اما مي‌توان به جاي مشگل به عنوان مزيت‌هاي رقابتي به آن‌ها نگاه كرد.

۳-آموزش ذهن شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت”  اعتقاد راسخ به آنچه انجام مي‌دهيد :

.مهمترين “ترفند موفقيت” بسيار ساده ولي به شدت قدرتمند است. اين ترفند به سادگي خودباوري و به كارگيري حداكثر توان عقيده و تعهد به آن كاريست كه انجام مي‌دهيد. فقط “سعي” نكنيد يك كسب و كار موفق بسازيد، انجامش دهيد. به آنچه مي‌سازيد باور نصفه و نيمه نداشته باشيد، تماماً باورش كنيد.وجود چنين اعتقاد و باوري مي‌تواند شما را در مسير رقابت پيش ببرد. البته اين امر فيزيك مناسبي را هم مي‌طلبد. اگر دائم قوز كنيد و اخم به چهره داشته باشيد و دست به سينه راه برويد، به نفع شما نخواهد بود.چنين حالتي مي‌تواند بيانگر يك ذهن بسته يا منفي و وضعيت تدافعي باشد. اگر موضع مثبت و قوي و ذهني باز داشته باشيد، همه چيز دستيافتني‌تر به نظر مي‌رسد.

 

منبع : موفقیت و زندگی



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : دوشنبه 18 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 75

تصور کنید که در بین دوستان مشترک خود کسی را ملاقات می کنید.یک استارتاپ را راه می اندازید و شروع به کار بر روی محصول خود میکنید. درآمدی کسب می کنید و افراد مختلفی را استخدام می کنید. برای یک کنفرانس استارتاپی ثبت نام میکنید تا محصول را در معرض نمایش بگذارید قبل از اینکه کاملا به اتمام رسیده باشد. قبل از اینکه بر روی سن بروید نسخه اولیه محصول خود را امتحان می کنید.محصول خود را به بیش از 800 سرمایه گذار خطرپذیر،روزنامه نگار و شرکت های عظیم نمایش می دهید. اولین مشتری خود را در این رویداد پیدا می کنید و به فروشی که مدنظر دارید نزدیک می شوید و آنرا نزدیک به 300 هزار دلار می فروشید.

همه این ها در 9 ماه اتفاق می افتد.

به نظر میاد دستور طبخ موفقیت باشه. مگه نه؟

خوب در مورد من دقیقا برعکس بود. من نامش را “مثبت کاذب شماره 1″ می گذارم.

بهبود سریعی که ما از نزدیک شدن به یک فروش زودهنگام بزرگ کسب کردیم به اشتباهات مدیریتی انجامید و آن نیز نتیجه ای جز اشتباهات اجرایی نبود.این موضوع با چندین تجربه تقریبا نابود کننده برای شرکت ما به اوج خودش رسید.مشتریان اولیه ما پذیرندگان آغازین بودند که هرچقدر ما با آنها بیشتر کار میکردیم،به محصولی بی خود و بی شکل نزدیک تر می شدیم.آنها درخواست معامله ای مشاوره ای و شخصی سازی شده را داشتند ولی هیچکدام از آنها تکرارپذیر،مقیاس پذیر و نهایتا پذیرفتی برای ما نبود.

موفقیت اولیه به یک سری اشتباهات استخدامی هم انجامید.من یک مدیر پروژه استخدام کردم که سرنوشت ما را به یک شرکت مشاوره خدمات گره زد. این موضوع سبب شد که من و موسسان دیگر شرکت مان از عملیات روزانه مشتریانمان با خبر نباشیم که نهایتا سبب شد فهم نادرستی از چیزی که مشتریانمان می خواهند و تاخیر در مرحله همخوانی محصول و بازار برسیم.

با یک فاصله، عدم اطلاعات یا داده های لازم، ما حدس زده بودیم که محصول چه باید باشد و تصمیاتمان براساس این بود که چگونه قانع کننده و یا پر صروصدا خواهد بود.بدتر از آن،در یک لحظه ما در بازاری گیر کردیم که هیچ چیزی از آن نمی دانستیم و چرخش شدیدی از سازمانی بودن به تولید یک نرم افزار موبایل مصرفی داشتیم.

با کمال تعجب،این نرم افزار نیز خوب فروخت که باز هم به “مثبت کاذب شماره 2″ انجامید.

یک بار من نرم افزار را به یک بلاگر معتبر و معروف معرفی کردم که تا پیش از آن نمیدانستم او در Bay Area حضور دارد. او ما را اپل و گوگل نامید و در نهایت سبب شد ما یک گفتگو با شرکت کوچکی به نام فیسبوک داشته باشیم. همه این ها حرکت بزرگی بود ولی نرم افزار ما پر از اشکال بود.ما شرکت را به سطح مناسبی نرسانده بودیم (یه کم از زیرش شانه خالی میکردم.) و همچنین به سطحی که میخواستیم نرسید.اگر رک بگم،من عاشق این بودم که توسط غول های تکنولوژی سنجیده بشم.این من را راضی نگه می داشت که گیجی کوتاه مدتی از آسیب شناسی سیستمی ای بود که ما داشتیم.

آسیب شناسی این بود که ما ساختیم/استخدام کردیم/فکر کردیم/نوشتیم/مصرف کردیم/طراحی کردیم/تولید کردیم چیزهای مختلف را بدون اینکه یک سوال ساده را از خود بپرسیم:این مشتری ما را خوشحال و موفق خواهد کرد؟

 

برای پاسخ به این سوال، اول از هرچیز شما باید یک پرسونا (کاربر نمایی) بسازید و تعیین کنید که چه چیزی باعث جذابیت و موفقیت شما می‌شود و چقدر زمان و یا منابع دارید تا بر روی آن سرمایه گذاری کنید. ما معمولا زمانی که کار سخت شود از این سوال عبور می کنیم.من می دانم که انجام ندادن این کارها در همه مراحل ما را مشغول به چیزی کرد که زیاد مهم نبود. وقتی که رسیدن سخت شد،ما پرسونا را تغییر دادیم. وقتی که ما پرسونا را انجام دادیم بر روی یک مورد تمرکز کردیم که می توانست یک محصول فوق العاده را برای آن به ارمغان بیاورد. چیزی که مشتری ما را وا میداشت که بگوید:”اوه! من عاشقشم. باید داشته باشمش.”. واقعا مهم است که شما بر روی پیدا کردن یک چیز تمرکز کنید و آنرا بسازید تا مشتری را دلخوش و آنها را خوشحال و موفق سازید.راحت ترین چیز این است که بیش از اندازه بسازید،حدس بزنید،گیج شوید و… من این کارها را انجام دادم که واقعا اشتباه سیاهی بود.

اخراج کردن افرادی که شما در شرکت استخدام کردید هولناک‌ترین کار در ایجاد یک شرکت است. این واقعا بدتر از از دست دادن پول یا سرمایه گذاران تان است. من منابع گرانبهایی را حیف و میل کردم و در ایجاد یک شرکت پایدار برای جمعی از کارمندانم شکست خوردم و این ترسناک ترین جنبه از شکست من است.

در خاطرم هست که شکستی که برایش هزینه دادم امروز راهنمای من و تیم من است.

بدانید که مشتری تان کیست و چه چیزی آنان را موفق و شادمان می کند.

 

منبع : http://thefailcon.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : شنبه 16 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 66

با بررسی نهصدو سی پروژه صنعت ساخت در آمریکا مهمترین دلایل موفقیت پروژه هایی که توانسته بودند به موقع و با هزینه پیش بینی شده بر اساس کیفیت مورد انتظار کارفرما به اتمام برسند معلوم شد رعایت معیارها و عوامل زیر نقش ویژه اتی در موفقیت این پروزه ها داشته است :

۱- برنامه ریزی تفصیلی پروژه

۲- تفکیک پروژه به WBS و فازها

۳- تعیین نقاط تحویل

۴- تعیین مایلستونهای قابل اندازه گیری

۵- تعهد مدیریت و تیم پروژه

۶- درگیرشدن تیم در برنامه ریزی داخلی

۷- کنترل و پیگیری پروژه

۸- قابل اندازه گیری بودن پیشرفت پروژه

۹- بررسی های منظم

۱۰- مسوولیت پذیری

۱۱- جذابیت کاری

۱۲- ارتباطات موثر

۱۳- راهبری

۱۴- به حداقل رساندن تهدیدات

۱۵- طرح ریزی سیستم ارزیابی عملکرد و سیستم پاداش

۱۶- اطمینان از حضور موثر و حمایت موثر مدیریت ارشد

۱۷- انگیزه های فردی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : سه شنبه 12 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 73

راز خوشبختی ساده است این بر پایه‌ی یک حرف معروف از پروفسور و چهره ی اجتماعی، Reinhold Niebuhr است که اظهار دارد: به من آرامشی بده تا بتوان آنچه را که نمی توانم تغییر دهم بپذیرم، شجاعتی ده که بتوانم آنچه را که می توانم تغییر دهم و خردی که بتوانم تفاوت بین این دو را تشخیص دهم. چگونه می توان به این هدف رسید؟ در ادامه سه قدم به شما معرفی خواهد شد.

قدم اول : منبع عدم خوشحالی خود را شناسایی کنید :

برای این مرحله، بهتر است دو برگه ی کاغذ و خودکار را فراهم کنید. در برگه ی اول، لیست تمامی مواردی که در زندگی شما سبب ایجاد ناراحتی میشوند و مانعی برای رسیدن شما به خوشحالی محسوب می شوند، بنویسید. این لیست برای هر فرد اختصاصی است و در طول زمان نیز ممکن است تغییر کند؛ بنابراین می توانید در دوره های مشخص، لیست های متفاوتی تهیه کنید. در صورتی که شما نوجوان هستید، علت عدم رضایت و شادی شما می تواند عدم استقلال باشد، در سنین جوانی، دغدغه ی مالی می تواند برای شما مسأله ای حیاتی باشد و در دوره‌ی میانسالی، سلامتی می تواند در این لیست قرار گیرد.

مواردی که در این لیست قرار می گیرند در طول زمان می توانند تغییر کنند و در صورتی که به مراحلی که در ادامه ذکر خواهند شد، پایبند باشید، خواهید یافت که این لیست کوچک و کوچک تر می شود. پس از نوشتن تمام دلایل عدم خوشحالیتان، از برگه ی دوم برای سازمان دهی این موارد به ترتیب زیر استفاده کنید: در صدر برگه ی دوم، بزرگ ترین عامل ناراحتی را بنویسید و به ترتیب با پایین تر آمدن، موضوعات کم اهمیت تر را ذکر کنید. در مرحله ی بعد، جلوی مواردی که قدرت تغییر آن ها را ندارید، یک علامت منفی (-) قرار دهید و درمقابل مواردی که قدرت تغییر و کنترل آن ها را دارید، یک علامت مثبت (+) قرار دهید.

قدم دوم : آنچه را که نمی توانید تغییر دهید، بپذیرید :

در این مرحله، با مواردی که در قدم پیش علامت منفی در جلویشان قرار دادید، سروکار دارید؛ به همراه یک ذهن و یک قلب کاملاً باز! در هنگامی که به بررسی این موارد میپردازید، ممکن است نظرتان را تغییر دهید و علامت منفی آنها را به مثبت تبدیل کنید اما در آخر، مواردی اقی خواهند ماند که منفیشان غیرقابل تغییر است و در انتهای کار، همچنان به شما زل زده اند! مواردی از قبیل یک عشق شکست‌خورده، یک همکار عصبی و یا سن شما. هدف شما در این مرحله، کنار آمدن با این موارد است. به جای احساس سرخورگی، میتوانید احساس قدردانی داشته باشید. با این دیدگاه که هر مشکل و ناهمواری در طول زندگی، سبب رشد است. این چالش ها را بپذیرید چرا هر یک، درسی برای آموزش به شما دارند. صبر، شفقت، بخشندگی و عشق می‌توانید در بطن هریک از آنها نهفته باشد.

قدم سوم : آنچه تحت کنترل شماست، تغییر دهید :

در این مرحله، با مواردی که دارای علامت مثبت در جلوی خود هستند سروکار دارید؛ به همراه صبر و انگیزه ی کافی! هر یک از این موارد، راه حل اختصاصی خود را دارند. برای مثال، سلامت ذهنی و یا مشکلات از دوران کودکی ممکن است به درمان های کلینیکی احتیاج پیدا کنند، احساسات ناامنی و عقده ها با گسترش افق های دید می‌توانند حل شوند؛ استرس‌های ناشی از کار می توانند با برنامه ریزی مناسب، ادامه ی تحصیل یا تغییر اشتغال حل شوند. خوشبختانه، با نوشتن این مشکلات، گام بزرگی را برای مواجهه و حل کردن آنها برمیدارید. حال برای برطرف شدن آنها به انرژی، زمان و اراده نیازمندید. برای یافتن ایده می توانید از خانواده، دسوتان و سایر افراد مورد اعتماد خود، کمک بگیرید. برای حل کردن، ابتدا از مشکلات کوچکتر که برطرف شدن آن ها آسان تر است، شروع کنید؛ غلبه بر آن ها، قدرتی مضاعف برای حل موارد بزرگتر لیستتان می‌دهد. آیا خوشحالی شما ارزشش را دارد؟ قطعا! به یاد داشته باشید شما به تنهایی مسئول چگونه گذراندن زندگیتان هستید، کسی جز شما کیفیت و چگونگی آن را برایتان تعیین نمی کند… پس بهتر است همین الان شروع کنید!

 

منبع : http://virtualdr.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : یکشنبه 10 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 50

 همه ما خیلی وقت‌ها لیستی از کارهایی که باید انجام بدهیم آماده می‌کنیم. اما درمورد کارهایی که باید از آنها دست بکشیم چطور؟ افراد موفق کارهایی که در زیر عنوان می‌کنیم را انجام نمی‌دهند اما این احتمال وجود دارد که شما هنوز انجامشان می‌دهید. همین امروز تصمیم بگیرید و این کارها را به لیست کارهای کنارگذاشتنی اضافه کنید.

 

۱ - بهانه آوردن :

افراد موفق دیگران را مقصر نمی‌کنند و بهانه نمی‌آورند و از بدشانسی‌شان شکایت نمی‌کنند. آنها مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده می‌گیرند. آنها می‌دانند که موفقیت و شکست در دستان خود آنهاست. پس سعی نکنید خود را قربانی جلوه دهید یا بهانه‌ بیاورید.

 

۲ - بی مقصد پیش رفتن :

افراد موفق برنامه دارند. زندگی آنها جهت و مقصد دارد. هیچوقت بی اراده کاری نمی‌کنند و بی مقصد پیش نمی‌روند به امید اینکه بهترین‌ها برایشان اتفاق بیفتد. آنها برای خود هدف تعیین می‌کنند و بعد برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی می‌کنند. اگر شما از آن دسته آدمهای هرچه پیش آید خوش آید هستید، از این رویکرد دست بکشید و شروع به برنامه‌ریزی کنید.

 

۳ - تمام روز نشستن پای کامپیوتر (یا بدتر از آن تلویزیون) :

درست است که کارهای مهم زیادی را می‌توانید پشت کامپیوتر انجام دهید اما نباید همه روزتان را به آن بگذرانید. بیرون رفته و با آدمها ملاقات کنید.

 

۴ -  به تاخیر انداختن کارها :

تعویق در کارها دشمن موفقیت است. روی هدفتان تصمیم بگیرید، کارهایی که باید انجام دهید را لیست کرده، اولویت‌بندی نموده و آغاز به کار کنید.

 

۵ - فقط انجام کارهای ساده :

برای چه کارهایی بیشتر وقت می‌گذارید؟ کارهای مهم، فوری یا کارهای ساده روزانه؟ اگر بیشتر وقت خود را به کارهای جزئی و کم‌اهمیت می‌گذرانید، باید روند خود را تغییر دهید. باید اول روی کارهای مهمتر تمرکز کنید، کارهایی که شما را به سمت هدفتان پیش می‌برند. تا جاییکه می‌توانید کارها و فعالیت‌های بی‌ارزش را نادیده بگیرید.

 

۶ -  نشستن در جلسات بیهوده :

آیا در محل‌کار وقتتان را در جلسات بی‌ارزش تلف می‌کنید؟ خیلی از کارمندان شرکت‌ها این وضعیت را دارند. هر جلسه‌ای باید یک هدف، دستورکار و یک مدیر ماهر داشته باشد که کمک کند جلسه از هدف اصلی خود دور نشده و روی همان متمرکز بماند. در جلسات بیهوده و ضعیف شرکت نکنید—فقط خلاصه آن را از دیگران بگیرید.

 

۷ - محدود کردن جاه‌طلبی‌هایتان :

افراد موفق باور شگرفی به خود دارند و جاه‌طلب هستند و استانداردهای بالایی برای زندگی خود در نظر می‌گیرند. آیا شما خودتان را پایین می‌کشید؟ اعتمادبه‌نفستان را از دست داده‌اید؟ از اول شروع کنید. برای خودتان اهداف بلندپروازانه تعیین کنید. مهارت‌ها، استعدادها و دستاوردهایتان را به خود یادآور شوید و هر روز به خودتان انگیزه بدهید.

اگر بتوانید از فعالیت‌های بی‌ارزش و منفی که انجام می‌دهید دست بکشید، خود را به موفقیت نزدیک‌تر خواهید کرد. از انجام کارهایی که می‌دانید فقط وقتتان را تلف می‌کند خودداری کنید و شروع به ساخت موفقیتتان کنید.

 

منبع : پارسی طب



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : چهارشنبه 06 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 31

با اینکه بهتر زیستن گزینه‌ای جذاب و وسوسه انگیز است، اما بیشتر آدم‌ها هرگز آن را انتخاب نمی‌کنند.

چرا این اتفاق می‌افتد؟

مهم‌ترین دلیل آن، نداشتن شهامت است. بهتر زیستن هنری است که انتخاب آن، شهامت زیادی می‌طلبد.

افرادی که می‌خواهند زندگی بهتری داشته باشند و از هیچ تلاشی برای تحقق خواسته‌شان فروگذار نمی‌کنند، آدم‌های پر دل و جرأتی هستند.

کسی که برای یادگیری دانش و مهارت‌های تازه، گشوده بودن نسبت به تجربه‌های جدید، خارج شدن از منطقه امن خود، حذف باورها و افکار کهنه، جذب فضیلت‌های اخلاقی و اهمیت دادن به رشد شخصی، شهامت کافی ندارد بدون تردید نمی‌تواند زندگی بهتر و شادتری را تجربه کند.

 

بنابراین، فقط آدم‌های باشهامت بهتر زیستن را انتخاب می‌کنند و از موهبت‌های آن برخوردار می‌شوند؛

  • آدم‌هایی که یارای تلاش برای انجام هر کاری را دارند و همواره در ﺗﻼﺷﻨﺪ تا بهترین خودشان باشند و به دیگران نیز در این مسیر کمک می‌کنند.
  • آدم‌هایی که جرأت شاد بودن دارند.
  • آدم‌هایی که شجاعانه رؤیاها و خواسته‌هایشان را زندگی می‌کنند.
  • آدم‌هایی که می‌توانند لذت‌هایشان را به تأخیر بیندازند و شهامت از دست دادن چیزهای خوب، برای به دست آوردن چیزهای بهتر را دارند.
  • آدم‌هایی که نسبت به هر موفقیت یا شکستی بی ‌اعتنا هستند و با شهامت، فقط هدفشان را دنبال می‌کنند و تحت هیچ شرایطی متوقف نمی‌شوند.
  • آدم‌هایی که بدون هیچ ترس و تردیدی و با صدای بلند در مورد رؤیاهایشان با دیگران صحبت می‌کنند.
  • آدم‌هایی که در زندگی‌شان شهامت خطر کردن را دارند.
  • آدم‌هایی که خلاقانه زندگی می‌کنند و از بیان سخنی تازه یا قدم گذاشتن در مسیرهای خلوت و کم گذر نمی‌ترسند.

همان‌طور که در ابتدای مطلب گفتم، بیشتر آدم‌ها از انتخاب بهتر زیستن صرف‌نظر می‌کنند؛ اما شما می‌توانید جز این دسته از افراد نباشید و دنیای خاص و متفاوتی را برای خودتان بسازید؛ به شرط اینکه شهامت انجام چنین کاری را داشته باشید.

 

منبع : sabzeroshan



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : دوشنبه 04 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 44

اگر از اطرافیان خود بپرسید: «آیا می‌دانید سن واقعی بدن شما چند سال است؟» كمتر كسی جوابی برای سؤال شما خواهد داشت؛ چرا كه متأسفانه ما به علت عدم برخورداری از آموزش‌های لازم سلامتی و تندرستی و دوری از ورزش و تحرك بدنی معمولاً از این كه سن واقعی بدن  هم وجود دارد، بی‌خبریم.

اما سن واقعی بدن  هر فرد، سنی است كه بدن او از نظر قدرت و استقامت سپری كرده است، از آنجا كه از حدود 25 سالگی با كاهش تعداد و ابعاد سلول‌ها در بدن آن هم با ریتمی ثابت مواجه می‌شویم؛ لذا توصیه متخصصان طب ورزشی و مربیان تربیت‌بدنی این است كه افراد همواره تلاش كنند تا سن واقعی بدن خود را جوان‌تر از سن ظاهری نگه‌دارند.

همه ما به سن خود و سال‌هایی كه پشت سر می‌گذاریم توجه داریم و گاه افسوس می‌خوریم از این كه سال‌ها چه زود پشت سر هم رفتند و ما ماندیم و عددهایی كه روی هم انباشته شده است، غافل از این كه نه سن ظاهری بلكه این سن واقعی بدن  است كه پیری و جوانی هر فرد را تعیین می‌كند. در مثل می‌گویند: «دلت جوان باشد» شاید همین دل جوان بودن را به معنایی دیگر اینجا نیز بتوان به كار برد. در اصل ظواهر كهولت معیار پیری و جوانی افراد نیست، بلكه سن واقعی بدن  آنها است كه معیار جوانی یا پیری آنها را تعیین می‌كند. چه بسا افرادی كه از نظر سن ظاهری در رده میانسالی و پیری قرار دارند، اما سن واقعی بدن  آنها جوانتر از كسانی است كه به ظاهر جوان محسوب می‌شوند.

 

این كه ایده‌آل سن واقعی بدن  هر فرد در مقایسه با سن ظاهری او چقدر است، معیاری است كه با تست‌های ورزشی قابل محاسبه است، اما همین بس كه جوان نگه‌داشتن این سن، سال‌های طولانی و مفید زندگی را برای آنها به ارمغان خواهد آورد و وداعی است با انواع بیماری‌های شایع در دوران میانسالی و سالخوردگی. نكته مهم این است كه بدن شما می‌تواند به شكل باورنكردنی جوان‌تر از سن واقعی شما بماند، اما رسیدن به آن شروط مهمی دارد كه از جمله آن تغییر عادات زندگی غلطی است كه متأسفانه برای همه ما به یك الگو و فرهنگ تبدیل شده است. رستوران‌گردی، پشت میز نشینی، استفاده از خودروی شخصی، آسانسور و هزاران روش غلطی كه اصلاح آن فقط به كمی دلسوزی واقعی آن هم برای بدن خودتان وابسته است.

صد البته كه براساس توصیه بسیاری از كارشناسان و متخصصان تغییر الگوهای تغذیه‌ای و تحرك بیشتر كمك بسیاری به افزایش طول عمر و كاهش سن واقعی بدن و جوان نگه داشتن آن می‌كند، اما این مهم را نباید فراموش كرد كه كار كشیدن از قلب و سوزاندن چربی‌های اضافه بدن نیز در رساندن بدن به سن واقعی خود مؤثر خواهد بود.

كمی توجه به رساندن بدنتان به سن واقعی آن، نه فقط شما را به سن واقعی‌تان نزدیك خواهد كرد، بلكه در برابر بیماری‌های غیرواگیری چون دیابت، فشارخون، انواع سرطان و بیماری‌های قلبی- عروقی هم مصون خواهید ماند .

منبع : familypsy.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : شنبه 02 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 44

غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم. تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند.

اغلب ِ ما بعد از تجربیات ناخوشایند زندگی از کلماتی مانند دلشکسته، آزرده و ... برای توضیح احساسات خود استفاده می‌کنیم. غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم.

ضربان قلب نامنظم  :

تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند. مطالعه‌ای که روی 886000 نفر انجام شد دریافت آنهایی که همسر یا معشوقه‌ی خود را از دست می‌دهند بیشتر در معرض نامنظم بودن ضربان قلب هستند، مخصوصا اگر کمتر از 60 سال سن داشته باشند یا فرد مقابل‌شان بصورت غیر منتظره‌ای فوت کرده باشد. ریسک فیبلیراسیون دهلیزی در میان آنهایی که غم از دست دادن همسر خود را داشتند، 41 درصد بیشتر بوده است. این تاثیر، 8 تا 14 روز بعد از فوت همسر، بیشترین بوده و تنها بعد از گذشت یک سال، تخفیف یافته بود.

 

کاهش عملکرد سیستم ایمنی :

پژوهش جدید دیگری نیز روی افراد سالمند انجام شد و نشان داد آنهایی که به تازگی همسر خود را از دست داده بودند، بیشتر مستعد بیماری‌های عفونی بودند. نوتروفیل‌ها سلول‌های سفیدی هستند که با عفونت مبارزه می‌کنند، این سلول‌ها در افراد تحت آزمایش دچار کاهش عملکرد شده بودند. به گفته‌ی محققان می‌توان برای افرادی که زیاد در معرض استرس هستند از مکمل‌های هورمونی یا محصولات مشابه استفاده کرد و البته حمایت دوستان و خانواده برای کنترل احساسات ناخوشایند این افراد ضروری است.

 

اضطراب  :

ناخوشی جسمی، علامتی از غم و اندوه است که می‌تواند خودش را به صورت علائمی شبیه اضطراب نشان بدهد. در موارد مرگ ناگهانی یکی از عزیزان، تاثرات جسمی می‌توانند با استرس و شوک عاطفی مرتبط باشند، مانند دل آشوبه، ضربان تند قلب، لرزش و حساسیت شدید نسبت به صدا.

 

مشکلات پوستی  :

همانطور که بروز درد جسمی غیر عادی نیست، تظاهر مشکلات پوستی یا تنفسی نیز غیر معمول نیست. پوست، بزرگ‌ترین اندام بدن است. وقتی رنج و اندوه شدید داریم و دچار استرس ناشی از آنیم، مشکل پوستی نیز ممکن است بروز کند. مشکل پوستی خصوصا در افرادی که احساسات خود را سرکوب می‌کنند بیشتر مشاهده می‌شود.

 

چگونه بر احساس غم و اندوه خود غلبه کنیم؟ 

شما باید به بدن خود توجه کنید و احساسات خود را سرکوب نکنید. وقتی اشک‌های‌تان می‌خواهند جاری شوند اجازه بدهید این اتفاق بیفتد. اگر احساس خشم می‌کنید جای مناسبی را پیدا کنید و فریاد بزنید. خودتان را از بقیه کنار نکشید و احساسات خود را پنهان نکنید، خویشتندار بودن در چنین مواقعی امتیازی برای‌تان ندارد. اگر نیاز دارید با کسی حرف بزنید یک دوست واقعی را انتخاب کنید و با او درد دل کنید، او نیز زمانی به حمایت شما نیاز خواهد داشت، این بار نوبت شماست.

در مورد کسی که او را از دست داده‌اید حرف بزنید، در مورد ماجرایی که آزرده‌تان کرده حرف بزنید و اگر کسی را پیدا نکردید که با او راحت باشید به مشاور مراجعه کنید. عبادت کردن و توکل به خداوند نیز راه مناسبی برای پیدا کردن آرامش و رها شدن از اندوه است.

 

و اما اگر می‌خواهید در مورد درد جسمی که دارید اقدامی بکنید : 

به روانپزشک مراجعه کنید، مخصوصا اگر احساس می‌کنید برای خواب یا اضطراب‌تان به دارو نیاز دارید. شما با کمک یک درمانگر هم می‌توانید به طور تدریجی پروسه‌ی بازیابی خودتان را طی کنید. ماساژ درمانی، بو درمانی، رفلکسولوژی و ... نیز کمک‌تان می‌کنند از اندوه رها شوید .

 

منبع : تفکر مثبت



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : سه شنبه 29 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 43




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : ریپورتاژ آگهی ,

تاریخ : شنبه 19 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 18




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : شنبه 19 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 43

مطالب گذشته
» انواع خوشبو کننده ها و تفاوت های آن ها »» پنجشنبه 15 آذر 1397
» بازاریابی شبکه ای و راه کارهای موفقیت در آن »» پنجشنبه 08 آذر 1397
» به خودتان باور داشته باشید »» شنبه 12 آبان 1397
» دنیای بدون خشونت »» جمعه 11 آبان 1397
» نحوه شروع در مسير موفقيت »» سه شنبه 02 مرداد 1397
» ده راز موفقیت در بازار سهام »» یکشنبه 31 تیر 1397
» ۷ طرز تفکر مثبت برای موفقیت در کسب ثروت! »» چهارشنبه 27 تیر 1397
» وقتی نمی‌توانید به آرزویتان برسید چه باید بکنید »» دوشنبه 25 تیر 1397
» مثبت اندیشی و موفقیت »» چهارشنبه 20 تیر 1397
» عوامل موثرِ موفقیت در کسب و کار »» سه شنبه 19 تیر 1397
تعداد صفحات : 5
آمار کاربران


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آموزش روانشناسی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

آموزش روانشناسی