close
تبلیغات در اینترنت
آموزش روانشناسی - مطالب ارسال شده توسط admin

آموزش روانشناسی
آموزش جامع روانشناسی، موفقیت و تفکر مثبت نگر
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ي سايت


آموزش جامع روانشناسی و اصول موفقیت و تفکر مثبت نگر
موضوعات سايت
آموزش روانشناسی
ریپورتاژ آگهی
نويسندگان
احمد حیدری ارسالی: 21
معصومه هاشمی ارسالی: 18
آرشيو
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت آموزش روانشناسی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







در مورد كاري كه ميخواهيد انجام دهيد اطلاعات بسياري جمع آوري كنيد. اطلاعاتي كه بايد آنها را دسته بندي و بررسي و تجزيه و تحليل كنيد، تا متوجه شويد كه در چه كاري خوب هستيد. اين كار مشكلترين و مهمترين بخش قضيه است. بايد ماه ها وقت خود را در مورد كارهاي مختلف و مردان و زنان موفق بررسي كنيد و اطلاعات جمع آوري كنيد. در ادامه بايد ببينيد آيا امكانات و ابزار لازم و سرمايه مالي و انساني لازم براي شروع را در دست داريد و يا بايد آنها را جمع آوري كنيد؟ بايد اولين قدم را با شجاعت برداريد و ميزان موفقيت خود را هر روز اندازه گيري نماييد. بخش عمده كار در موفقيت، روبرو شدن با شكستهاي بزرگ و بلند شدن دوباره است و اين كاري است كه اغلب مردم بعد از 2 يا 3 شكست اول آنرا رها ميكنند. بنابراين بطور خلاصه مراحل موفقيت را به شرح زير معرفي مينماييم.

 

1- جمع آوري اطلاعات و مطالعه كتب مختلف در زمينه موفقيت .

2- دسته بندي اطلاعات در انتخاب 2 يا 3 مسير كه بنظر مناسب مي آيد .

3- ارزيابي منابع مالي و انساني لازم براي شروع كار .

4- تهيه برنامه زماني براي انجام مراحل مختلف كار .

5- ارزيابي بدترين سناريو احتمال شكست در كار و برآورد سود حداقل و زيان حداكثر .

6- شروع اول و برداشتن اولين قدم براي شروع كار .

7- ارزيابي روزانه، هفتگي و ماهانه و سالانه پيشرفت .

8- اصلاح مجدد برنامه بطور دقيقتر .

 

منبع : موفقیت و زندگی



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : سه شنبه 02 مرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 64

باید بدانیم در بازار بورس همواره بایست روش‌هایی بکار گرفته شود که بتوانیم بیشترین سود و کمترین زیان را در معاملات خود داشته باشیم. سود و زیان برای همه هست اما مهم مدیریت نمودن اینهاست. ما باید همواره خودمان را به روز نگه داریم و تغییرات بازار را درک کنیم. طمع نکنیم و متعصبانه عمل نکنیم و به سهامی که خریده‌ایم وابسته نشویم. سهام احساس ندارد و اگر ما به صورت احساسی با آن برخورد کنیم ممکن است ضررهایی به خاطر این اشتباه داشته باشیم. اکنون شما را به خواندن مقاله ۱۰ راز موفقیت در بازار سهام دعوت می‌کنیم.

 

۱- تنوع سازی .

تمام پول خود را در یك سهم یا در مجموعه سهام یک صنعت سرمایه‌گذاری نكنید. ترجیحا می‌توان گفت هرگز كل پول خودتان را انحصارا در بازار سهام سرمایه‌گذاری نكنید.

۲- هرگز به یك سهم تعصب نشان ندهید .

۳- همیشه حد ضرر را مشخص كرده و بكارگیرید .

چگونه شما خواهید فهمید كه تصمیم اشتباه اتخاذ كرده‌اید؟ به صورت ساده قبل از اینكه معامله‌ای انجام دهید بنویسید چه مقدار ضرر برای این سهم حاضرید تحمل كنید اگر قیمت سهم پایین بیاید. ۲ درصد، ۴ درصد، ۱۰ درصد، ۱۵درصد؟ یك حد ضرر را در ذهنتان در نظر بگیرید كه از هزینه خرید شما تا حدی پایینتر خواهد بود. اگر قیمت سهم به پایین‌تر از آن نزول كرد شما باید آن را بفروشید و از سهم خارج شوید و اگر قیمت سهم دوباره بالا رود احساس بدی نداشته باشید و متاثر نشوید.

۴- در سقف بفروشید و در كف بخرید .

به نظر ساده است؟ بله اما ساده نیست برای اینكه اگر شخص از اكثریت بازار تبعیت كرده باشد، پول زیادی را در بازار از دست نخواهد داد. همیشه رازی را در نظر بگیرید كه می‌تواند موفقیت شما را در بازار سرمایه تضمین كند. هر ۶ ماه یا در هر سال قیمت سهام حدود ۳۰درصد پایین می‌آید، یعنی زمان خرید است و برعكس اشخاصی هستند كه بر اساس اخبار و شایعات قیمت سهام را بالا می‌برند كه آن زمان فروش است.

۵- ترس و طمع را از خود دوركنید.

۶- هرگز رعایت حدضرر و خروج از سهم را با میانگین کم کردن و خرید مجدد جابجا نکنید.

۷- چاقوی در حال افتادن را نگیرید.

۸- هرگز برای دریافت شایعات پولی پرداخت نكنید.

۹- استقراض پول.

هرگز با پولی كه متعلق به شما نیست سهام نخرید. شما تنها باید با پول خودتان سهام خریداری كنید پولی كه در آینده نزدیك مورد نیازتان نیست و تصور نكنید كه قسمت عمده آن را در بازار از دست خواهید داد.

۱۰- زمان.

این موضوع در بازار سهام بسیار مهم است اما كمتر در این مورد صحبت شده است. هر سرمایه‌گذاری از كارشناس سرمایه سوال می‌كند چه سهمی را باید بخرد. اما هرگز سوال نمی كند چه زمانی برای خرید سهام مناسب است. اگر وارد سهمی خوب شوید اما در زمان نادرست، شما ضرر خواهید كرد و اگر وارد سهم بدی شوید اما در زمان درست، ممكن است به طور تصادفی سود كنید. اگر شما سهم خوبی خریداری كنید بعد از اینكه به اندازه كافی بالا رفت شما برای یك ضرر آماده می‌شوید.



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : یکشنبه 31 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 32

به شما قول می دهم با رعایت این 7 نکته می توانید از دنیای فقر و بدبختی به دنیای ثروت و فروانی پرواز کنید. تغییر طرز تفکر و باورهای محدود کننده در مورد ثروت، می تواند نقش واقعا حیاتی در پیشرفت و ثروتمند شدن ایفا کند. داشتن طرز تفکر مثبت و ثروتمند کلیدی است که قفل های فقر و نداری را باز می کند. این نکات با مطالعه  طرز فکر و رفتار هزاران انسان ثروتمند استخراج شده اند.

1- تمرکز بر روی در آمد و افزایش جریان های کسب درآمد :

درآمد به تنهایی موجب ثروتمندی نمی شود. این طرز تفکر اشتباهی است که فکر کنیم به عنوان مثال یک پزشکِ ثروتمند، تمامِ ثروت خود را از طریق پزشکی به دست آورده است! برای ثروتمند شدن نیاز به ایجاد درآمد غیر فعال است. درآمد غیر فعال، درآمدی است که کسب آن نیازی به حضورفیزیکی و یا گرفتن زمان شما نداشته باشد. درآمد حاصل از اجاره دادن ملک، درآمد غیر فعال محسوب می شود. باید تلاش کنید تا می توانید از اینگونه درآمدها برای خود ایجاد کنید.

2- پس اندار کردن به منظور سرمایه گذاری و نه انباشت و نگه داری سرمایه :

ثروتمندان ابتدا از درآمدشان سهم خود را بر می دارند و با آن سرمایه گذاری یا پس انداز انجام می دهند و سپس باقی مانده را صرف مخارج خود می کنند. اما افراد عادی ابتدا مخارج خود را انجام میدهند و سپس باقی مانده را سرمایه گذاری یا پس انداز می کنند.

اگر کاری نکنید که وقتی در خواب هستید هم پول در بیاورید، ناچار خواهید بود تا آخر عمرتان کار کنید. بدون شک داشتن درآمد غیر فعال، لازمه موفقیت مالی است. سعی کنید همواره 20 درصد از درآمد خود را پس انداز کنید و با کمک آن دارایی هایی بخرید که برای شما درآمد غیر فعال ایجاد می کنند.

3- پرهیز از نمایش و بزرگ نمایی :

ما برای خودمان زندگی می کنیم و نه برای دیگران. نمایش های غیر ضروری تنها شما را فقیر تر خواهند کرد و البته اگر اطرافیان شما فکر کنند که ثروتمند هستید (در حالی که حقیقت چیز دیگری است) تفاوتی به حال شما نخواهد داشت. این شما هستید که باید مخارجتان را پرداخت کنید و برای آینده خود برنامه ریزی داشته باشید. هیچ یکی از این افراد حتی 1 ریال برای شما هزینه نخواهند کرد. پس به جای دیگران، خود را در اولویت قرار دهید.

4- تغییر در طرز تفکر و نگرش نسبت به پول :

ذهن انسان همواره به دنبال فرار از رنج ها و رسیدن به لذت است. اگر در ذهن شما پول و ثروت برابر با رنج و سختی، تعریف شده باشد، بعید است بتوانید ثروتمند شوید.

اگر با دیدن ثروتمندان احساس نفرت می کنید، اگر با دیدن اتوموبیل مدل بالا احساس می کنید که صاحب آن انسان اسان بدی است، ثروت در ذهن شما به  جیزهای خوبی گره نخورده است. با این طرز تفکر شما نخواهید توانست که ثروتمند شوید.

5- سرمایه گذاری روی خود :

پر بازده ترین سرمایه گذاری، سرمایه گذاری است که روی خود انجام می دهیم. آموزش می تواند تاثیرات شگفت آوری در زندگی ما داشته باشد. شاید تنها تفاوت افراد موفق و ناموفق در آموخته های آنها و به کار گیری این آموخته ها در زندگی روزمره اشان باشد.

دریادگیری باید به این نکته توجه داشت که اولا از اساتید مجرب بهره برد (و نه هر شخص نا مربوطی). دوم اینکه این آموخته ها را به کار برد. اختصاص ماهانه 5 درصد از درآمد به آموزش توصیه میشود.

 

مشخص کردن اهداف و تجسم دستیابی به آن ها :

اهداف مشخص و نوشته شده داشته باشید. هر روز صبح بعد از بیداری و شب ها قبل از خواب آن ها را مرور کنید. سعی کنی تا همیشه اهدافتان در جلو چشمانتان قرار داشته باشند. به خاطر داشه باشید شما به چیزی تبدیل می شوید که بیشتر اوقات به آن فکر می کنید. پس بیشتر اوقات به اهدافتان و اینکه چطور می خواهید به آن ها برسید فکر کنید.

 

دوستی با افراد ارزشمند و کسانی که همواره تحسینتان می کنند :

شما میانگین 5 نفری هستید که بیشترین زمان را با آن ها می گذرانید. یکی از مفید ترین کارهایی که همین الان می توانید انجام دهید، کم کردن ارتباطتان با افراد کم ارزش و افرادی است که به جای ارزش هایتان روی نقاط ضعفتان توجه دارند. این افراد را با افراد موفق، مثبت و خوشبخت جایگزین کنید. این اتفاق به سرعت مدل ذهنی و باورهای شما را تغییر خواهد داد و به دستاوردهای مشابه این افراد خواهید رسید.

 

منبع : khodbavar.com



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : چهارشنبه 27 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 26

خیلی هیجان زده‌اید. آرزویی دارید که باید به آن برسید. به همین خاطر همه انرژی و وقتتان را برای به واقعیت تبدیل کردن این آرزو می‌گذارید. ولی با گذشت زمان حتی به آن نزدیک هم نمی‌شوید. به همین خاطر انرژی‌تان کم‌کم کمتر می‌شود و وسوسه می‌شوید که از تلاش دست بکشید.

شور اولیه‌تان فروکش کرده است ولی خودتان را به زور جلو می‌کشید. لحظه به لحظه، ساعت به ساعت، روز به روز، سال به سال تا اینکه یک روز می‌بینید که دیگر نمی‌توانید ادامه دهید. ناامید می‌شوید چون نتوانسته‌اید به آرزویتان دست پیدا کنید.

حالا چه باید بکنید؟ قدم بعدی‌تان چیست؟ به نقطه‌ای رسیده‌اید که از کاری که می‌کنید متنفرید. مطمئن نیستید که اصلاً این آرزو را می‌خواهید یا نه.

اگر شما هم در این موقعیت گیر کرده‌اید و به قدم بعدی‌تان فکر می‌کنید و اینکه دست بکشید یا نه، یک لحظه صبر کنید. دست نکشید.

احتمالاً آرزوی اشتباهی داشته‌اید :

قبل از اینکه از آرزویتان دست بکشید، آیا به این فکر کرده‌اید که ممکن است آرزوی اشتباهی داشته‌اید؟ ما معمولاً انگیزه بسیار زیادی را روی آرزو داشتن می‌گذاریم ولی هیچکس درمورد داشتن آرزوهای اشتباه حرف نمی‌زند. تصور این است که تا زمانیکه آرزویی داشته باشید، می‌توانید به آن دست پیدا کنید ولی به این سادگی‌ها که تصور می‌کنید نیست.

امیدوارم که با این حرف ناراحتتان نکرده باشم، ولی این حقیقت دارد. آدمها ممکن است به روش‌های مختلفی آرزوهای اشتباه داشته باشند. مثلاً آرزوی خیلی‌ها را پدر و مادرشان ساخته‌اند یا حتی دوستان و معلمانشان.

حتی دوستی را می‌شناسم که می‌گفت آرزو دارد پزشک شود و وقتی از او پرسیدم چرا، گفت که مادرش به او گفته است که برایش بهتر است. بعد درمورد آرزوی مادرش برایمان حرف زد.

آیا آرزوی شما هم آرزوی فردی دیگر است؟ اگر اینطور است، دیگر وقتش رسیده که آرزوی خودتان را داشته باشید. ولی اگر آرزویتان آرزویی اشتباهی نیست و باز هم نمی‌توانید به آن دست پیدا کنید، آنوقت:

دوباره به آرزویتان فکر کنید :

وقتش رسیده که بنشینید و بیشتر به آرزویتان فکر کنید.

من عاشق داستان جوزف خیالباف هستم. جوزف وقتی بچه‌تر بود آرزو می‌کرد که همه خانواده‌اش به او تعظیم کنند. او به آرزویش رسید ولی نه به آن روشی که برایش برنامه‌ریزی کرده بود. هیچوقت انتظار نداشت که برده‌ای در سرزمینی ناشناخته شود و انتظار هم نداشت که زندانی یا مرد دست راست پادشاه یونان شود. ولی به آرزویش رسید.

شما از این داستان سه درس می‌گیرید.

۱. گاهی‌وقت‌ها آرزویتان را خوب نمی‌شناسید. جوزف آرزویش را به خانواده‌اش محدود کرده بود ولی چیزی که به دست آورد بسیار بزرگتر بود. اگر تصور می‌کنید به آرزویتان نرسیده‌اید، شاید به این خاطر است که آرزوهایتان را با دانشتان از آنطور که باید باشد محدود می‌کنید. شاید آرزویتان بسیار بزرگتر از چیزی باشد که تصورش را دارید.

۲. شاید دنیا به استقبال آرزوی شما نمی‌آید. استیو‌ جابز رویای اپل را در سر داشت ولی سرمایه‌گذارانی که او را از کمپانی‌های خود بیرون کردند استقبال خوبی از رویای او نداشتند. ولی با گذشت زمان، او توانست به آرزویش حامه عمل بپوشاند. با آرزویتان صبور باشید. به آن زمان بدهید. برای آن تلاش کنید و مطمئن باشید که به آن خواهید رسید.

۳. فقط آرزو داشتن کافی نیست، باید خودتان را برای‌ آن آماده کنید. باید درک کنید که فرآیند رسیدن به آرزوها یک سفر راحت و سریع نیست. گاهی‌اوقات آرزوی شما درست در زمان تسلیم‌شدنتان به واقعیت تبدیل می‌شود. باید برای همه چیز آماده باشید. یاد بگیرید، تلاش کنید و تماشا کنید که چطور آرزویتان به واقعیت تبدیل می‌شود.

حرفمان را با یک سوال تمام می‌کنیم، آیا باور دارید که بعضی آرزوها اشتباهی هستند؟ فکر می‌کنید چطور ممکن است افراد آرزوهای اشتباهی برای خود داشته باشند؟

 

منبع : مردمان 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : دوشنبه 25 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 34

افراد مثبت اندیش به دنبال سلامتی و موفقیت هستند. آنها مسیر رسیدن به موفقیت را به درستی  پیش بینی می کنند، چون ذهن آنها آزاد است. آنها معتقد هستند که می توانند بر هر مانع و دشواری پیروز شوند.

داشتن اندیشه مثبت یک شیوه تفکر است که همه افراد آن را باور ندارند. بعضی آن را باور دارند و از آن در تمامی مراحل زندگی خود استفاده می کنند، البته تا جای که امکان داشته باشد. اما افرادی نیز هستند که باور های منفی خود را افزون تر کرده تا جایی که دیگر امیدی برای زنده بودن وجود نداشته باشد.

در عین حال افراد زیادی در راستای این شیوه تفکر، یعنی مثبت اندیشی در حال حرکت هستند. و اعتقاد راسخی به اثربخشی این تفکر دارند.

این اندیشه و شیوه تفکر در اکثر جوامع محبوب شده و مردمان زیادی مطالعه ها و پژوهش های بسیاری در این رابطه انجام داده اند. تفکر مثبت در مراکز آموزشی تدریس می شود و همایش های زیادی در این رابطه انجام می گیرد.

داشتن شیوه تفکر مثبت، فراتر از آن است که ما فقط بگویم که مثبت اندیش هستیم. ما باید در همه موارد نگرش مثبت داشته و جهان را بهتر و کامل تر بنگریم تا با این شیوه موفقیت خود را تضمین کنیم.

در این قسمت داستان دو کودک را برای شما نقل می کنم که ارتباط مستقیمی با مثبت اندیشی دارد. تعدادی روانشناس دو کودک را انتخاب کردند و به دو مکان مختلف در یک قصر بردند. یکی در برج قصر و در بهترین شرایط با تعداد زیادی اسباب بازی و دیگری را به اصطبل اسب بردند در بدترین شرایط.

فردا به دیدار آنها رفتند و کودک اول که در برج بود را دیدن که شدیدا در حال گریه بود. بعد به دیدار کودک در اصطبل رفتند و وی در حال شادی کردن پیدا کردند.

از اولی پرسیدن چرا گریه می کنی گفت: می ترسم که باتری اسباب بازی ها تمام بشود. از دومی پرسیدن چرا شادی، گفت اینجا اصطبل است و قرار است اینجا اسب بیاید.

این داستان نشان می دهد که اگر نگرش مثبت یا تفکر مثبت داشته باشید حتی اگر هم در اصطبل باشید موردی پیدا خواهید کرد که شادتر باشید. و اگر افکر منفی داشته باشید حتی اگر در قصری باشید که تمام امکانات را داشته باشد باز موردی پیدا خواهید کرد برای ناراحت شدن.

 

منبع : http://vistalife.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : چهارشنبه 20 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 35

چه عواملی  سبب می‌شود تا بعضی از کسب و کارها موفق شوند و برخی دیگر شکست بخورند؟ چرا برخی از مردم در فرهنگ‌ها و یا مناطق خاص عملکرد بهتری نسبت به افراد دیگر دارند؟ در این مقاله نگاهی به عوامل موثر موفقیت در کسب و کار می‌اندازیم.

تاثیر عوامل فرهنگی بر موفقیت در کسب و  کار :

– فرهنگ به الگوها و عقاید مرسوم که تاثیر مهمی در ارزش‌ها، ادراک، ترجیحات و رفتار افراد دارد اطلاق می‌شود. فرهنگ و کسب و کار از بسیاری جهات نقاط ارتباطی دارند.

– افرادی که به صورت سنتی با کسب و کارها عجین هستند گرایشات کسب و کارانه دارند و کارمندی را چیزی محقر می‌دانند.

– فرهنگ کسب و کار، افراد را از محافظه کاری و گرایشات به شغل کارمندی به دور می‌کند.

– فرهنگ مصرف‌گرایی که در آن مردم کالاهای مادی را بیشتر طالب هستند، کسب و کار را حوزه‌ای معرفی می‌کند که در آن درآمد کاسبی بیشتر از کارمندی است.

– افرادی که با شغل‌های استخدامی و یا خدمات دیگر درگیر هستند به فرزندان خود فشار می‌آورند تا شغل امن و ثابت برای خود انتخاب کنند و روح کسب و کار را از همان ابتدای کودکی در خود از بین می‌برند.

– فرهنگ صرفه‌جو که در آن مردم کمتر خرج می‌کنند و بیشتر برای روز مبادا پس‌انداز می‌نمایند، آنها کارآفرینی (نوآوری) را امری پرریسک و پرخطر می‌داند و بر این باور است که عواید شغل ثابت و امن بسیار بیشتر از کسب و کار (کسب درآمد) شخصی است.

تاثیر عوامل سیاسی بر موفقیت در کسب و  کار :

 آنچه که در زیر بدان‌ها اشاره می‌شود مواردی هستند که محیط سیاسی در کسب و کار تاثیر می گذارد.

– شرایط ناپایدار سیاسی که در آن سیاست‌های دولتی مدام در حال تغییر است، آنها را (کسب و کار)  دلسرد می کند و باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران نسبت به امنیت سرمایه خود واهمه داشته باشند.

– حمایت دولتی برای توسعه اقتصادی از طریق توسعه زیرساخت، تسهیلات، پارک های علم و فناوری و هر آنچه مشوق کسب و کار است.

– مالیات زیاد که می‌تواند سود را کم کند، معمولاً کارآفرینان را دلسرد می‌کند. از طرف دیگر، معافیت‌های مالیاتی مشوق کسب و کارها و استارتاپ‌ها می‌باشد. (مدیریت)

– دسترسی به زیرساخت‌ها و خدمات همگانی همچون جاده‌های خوب، برق، امکانات ارتباطی و عدم وجود فساد و کاغذ بازی برای دسترسی به تسهیلات ذکر شده معمولاً کارآفرینان را تشویق و جذب می‌کند.

– آزادی اقتصادی با قانون‌گذاری مطلوب و موانع کم به منظور راه‌اندازی کسب و کار مشوق کارآفرینان است.

تاثیر عوامل اقتصادی بر موفقیت در کسب و  کار :

– اقتصاد عامل بسیار مهمی است که بر کسب و کار (کسب درآمد) مؤثر است.

– قدرت خرید عمومی مردم که با سطح درآمد و رفاه اقتصادی منطقه مشخص می‌شود، نقش مهمی بر موفقیت در کسب و  کار دارد.

– در زمان رکود اقتصادی، با توجه به کاهش قدرت خرید مردم و عدم تمایل به سرمایه گذاری، کسب و کارها با واکنش منفی مواجه می‌شوند.

– در اقتصاد معیشتی بیشتر مردم با کشاورزی درگیر هستند، محصول خود را مصرف می‌کنند و مابقی را با کالاها و خدمات ساده مبادله می‌کنند.

دسترسی به منابع اساسی در راه اندازی کسب و کار :

– یکی از عوامل کلیدی و موثر بر راه‌اندازی کسب و کار، دسترسی به منابعی همچون سرمایه، نیروی انسانی، مواد اولیه، زیرساخت و خدمات همگانی است.

– سرمایه برای راه‌اندازی کسب و کار حیاتی است. دسترسی به سرمایه، به کارآفرین اجازه می‌دهد که عوامل دیگر را کنار هم گرد آورده و اقدام به تولید محصول یا خدمت کند. (راه های پولدار شدن)

– اهمیت سرمایه انسانی و کارمندان را نباید نادیده گرفت. هیچ کسب و کاری بدون کارمندان ماهر و متعهد موفق نمی‌شود.

– وجود کسب و کارهای زیاد و متنوع مستلزم دسترسی به مواد خام می‌باشد.

– زیرساخت فیزیکی و خدمات همگانی همچون جاده‌های سالم و با کیفیت، پارکینگ، امکانات ارتباطی و برق، همگی فاکتورهایی اساسی در کارکرد بدون نقص یک کسب و کار هستند.

تاثیر مسائل روانشناختی بر موفقیت در کسب و  کار :

با وجود اهمیت تمام موارد بالا، موفقیت در کسب و کار جدید به تیپ شخصیتی کارآفرین برمی‌گردد.

کارآفرین (نوآوری) در حقیقت رهبر و راهبر کسب و کار است (مدیریت استراتژی) و نیاز است تا ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

• سخت کوشی و سماجت در کار

• قدرت مدیریت و کاهش خطرهای ریسک (مدیریت)

• قدرت ایجاد و توسعه یک کسب و کار جامع و داشتن نقشه‌های آماده جایگزین (طرح کسب و کار)

• جهت‌گیری قوی که رسیدن به اهداف را آسان می‌کند

با برداشته شدن موانع تجارت و به وجود آمدن فرصت‌های بزرگتر و افزایش امنیت شغلی، شرایط برای کارآفرینی به مراتب بهتر از قبل می‌باشد.

 

منبع : iservat.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : سه شنبه 19 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 17

انسان‌هاي موفق با باورهاي عالي موفقيت را براي خود خلق مي‌كنند. قانون زندگي قانون باورها است و باورهاي عالي سرچشمه موفقيت‌هاي بزرگ هستند. توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي‌كند.با اين ترفندها مي‌توانيد از مشكلاتتان در جهت رسيدن به موفقيت كمك بگيريد. شايد شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت”، كاري رعب‌آور يا غيرممكن به نظر برسد. اما مي‌خواهيم بگوييم كه چنين اتفاقي غيرممكن نيست.

كارآفرينان بي‌شماري وجود دارند كه به معناي واقعي از هيچ شروع كرده‌اند يا حتي بي‌خانمان بودند، اما حالا موفق هستند و ثروت زيادي بدست آورده‌اند. نمونه بارز آن، كريس گاردنر است كه ويل اسميت در فيلم ” در جستجوي خوشبختي” نقش وي را بازي كرده است.كريس گاردنر فردي بي‌خانمان بود كه به همراه پسرش در خيابان زندگي مي‌كرد اما حالا يك كسب و كار موفق چندين ميليارد دلاري را اداره مي‌كند.” اگر قلبتان همچنان مي‌تپد، هنوز هم زمان براي رسيدن به روياهايتان وجود دارد.” شان استفانشايد صدها كارآفرين وجود دارند كه پس از مشاوره گرفتن و تغيير شغلشان، مسير زندگي خود را يافته‌اند. و ما مي‌خواهيم برخي از مهمترين نكات و ايده‌هايي كه در جلسات مشاوره اين چنيني مطرح مي‌شوند را براي شما عنوان كنيم:

۱- آموزش ذهن شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت” خود ادراكي درك از خود و موقعيتي كه در آن قرار داريد، مي‌تواند يك سرمايه يا يك تعهد باشد. اولين چيزي كه بايد بفهميد اين است كه شما در اين كره خاكي زندگي مي‌كنيد و نفس مي‌كشيد پس چيزهايي براي خودتان داريد. شما صاحب فكر خود و جسم خود هستيد. و مهم نيست كه آن‌‌ها در چه شرايطي هستند، راه‌هاي زيادي براي ارتقاء هر دوي آن‌ها وجود دارند.اين دو ابزار در واقع تنها چيزهايي هستند كه هر فردي با دستان خالي به آن‌ها نياز دارد. بقيه چيزها تجمل و زرق و برق محسوب مي‌شوند. در حقيقت، ما شاهد موفقيت افرادي هستيم كه همان دست و پا را هم ندارند، پس بهانه شما چيست؟بسياري از موفق‌ترين افراد جهان با دوران بسيار سختي مواجه بوده‌اند، هزينه‌هاي مالي، روابط شكست خورده، كسب و كارهاي شكست خورده، بي‌خانماني و رنج و مشقت‌هاي ديگر. اما اين كه ياد بگيريم چگونه اين “مشكلات” را به “امتياز” تبديل كنيم، يكي از بزرگترين نقاط عطف اكثر افراد موفق بوده است.

 

۲-آموزش ذهن شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت” از زاويه ديگري به مشكلات‌تان نگاه كنيد :

مهمترين چيزي كه بايد درك كنيد اين است كه مشكلاتي همچون بي‌پول در واقع مزيتي هستند در لباس مبدل. وقتي زندگي، پول و ثروت را از شما مي‌گيرد؛ مجبور مي‌شويد از منابع ديگري براي انجام كارهايي كه بايد انجام‌شان دهيد، استفاده نماييد. شما مي‌مانيد و زمانتان، علمتان ( بالاخره همه ما چيزهايي را مي‌دانيم) و كساني كه مي‌توانند به شما كمك كنند.به عبارت ديگر، زندگي گزينه‌ها را حذف مي‌كند و كمكتان مي‌كند تا نحوه و مسير موفق شدن را انتخاب كنيد. در مواقعي كه پول نداريد، استخدام كردن يك كارمند تمام عيار دشوارتر خواهد شد؛ و اين يعني وقت آن رسيده كه خودتان آستين بالا بزنيد و كارها را انجام دهيد.اين روش جهاني گفتن اين واقعيت است كه شما قادريد خودتان كارها را انجام دهيد.باور ما بر اين است كه زندگي چيزهايي به سمت ما پرتاب مي‌كند، كه ما از پس‌شان برنمي‌آييم. ديموند جان كتابي دارد با عنوان قدرت شكست: چگونه جيب خالي، بودجه اندك و اشتياق به موفقيت، مي‌تواند بزرگترين مزيت رقابتي شما باشد.به نظر مي‌رسد او به نكته درستي اشاره كرده است. با وجود اين كه تمامي اين كلمات بار منفي دارند، اما مي‌توان به جاي مشگل به عنوان مزيت‌هاي رقابتي به آن‌ها نگاه كرد.

۳-آموزش ذهن شروع كردن از “صفر” و رسيدن به “موفقيت”  اعتقاد راسخ به آنچه انجام مي‌دهيد :

.مهمترين “ترفند موفقيت” بسيار ساده ولي به شدت قدرتمند است. اين ترفند به سادگي خودباوري و به كارگيري حداكثر توان عقيده و تعهد به آن كاريست كه انجام مي‌دهيد. فقط “سعي” نكنيد يك كسب و كار موفق بسازيد، انجامش دهيد. به آنچه مي‌سازيد باور نصفه و نيمه نداشته باشيد، تماماً باورش كنيد.وجود چنين اعتقاد و باوري مي‌تواند شما را در مسير رقابت پيش ببرد. البته اين امر فيزيك مناسبي را هم مي‌طلبد. اگر دائم قوز كنيد و اخم به چهره داشته باشيد و دست به سينه راه برويد، به نفع شما نخواهد بود.چنين حالتي مي‌تواند بيانگر يك ذهن بسته يا منفي و وضعيت تدافعي باشد. اگر موضع مثبت و قوي و ذهني باز داشته باشيد، همه چيز دستيافتني‌تر به نظر مي‌رسد.

 

منبع : موفقیت و زندگی



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : دوشنبه 18 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 44

تصور کنید که در بین دوستان مشترک خود کسی را ملاقات می کنید.یک استارتاپ را راه می اندازید و شروع به کار بر روی محصول خود میکنید. درآمدی کسب می کنید و افراد مختلفی را استخدام می کنید. برای یک کنفرانس استارتاپی ثبت نام میکنید تا محصول را در معرض نمایش بگذارید قبل از اینکه کاملا به اتمام رسیده باشد. قبل از اینکه بر روی سن بروید نسخه اولیه محصول خود را امتحان می کنید.محصول خود را به بیش از 800 سرمایه گذار خطرپذیر،روزنامه نگار و شرکت های عظیم نمایش می دهید. اولین مشتری خود را در این رویداد پیدا می کنید و به فروشی که مدنظر دارید نزدیک می شوید و آنرا نزدیک به 300 هزار دلار می فروشید.

همه این ها در 9 ماه اتفاق می افتد.

به نظر میاد دستور طبخ موفقیت باشه. مگه نه؟

خوب در مورد من دقیقا برعکس بود. من نامش را “مثبت کاذب شماره 1″ می گذارم.

بهبود سریعی که ما از نزدیک شدن به یک فروش زودهنگام بزرگ کسب کردیم به اشتباهات مدیریتی انجامید و آن نیز نتیجه ای جز اشتباهات اجرایی نبود.این موضوع با چندین تجربه تقریبا نابود کننده برای شرکت ما به اوج خودش رسید.مشتریان اولیه ما پذیرندگان آغازین بودند که هرچقدر ما با آنها بیشتر کار میکردیم،به محصولی بی خود و بی شکل نزدیک تر می شدیم.آنها درخواست معامله ای مشاوره ای و شخصی سازی شده را داشتند ولی هیچکدام از آنها تکرارپذیر،مقیاس پذیر و نهایتا پذیرفتی برای ما نبود.

موفقیت اولیه به یک سری اشتباهات استخدامی هم انجامید.من یک مدیر پروژه استخدام کردم که سرنوشت ما را به یک شرکت مشاوره خدمات گره زد. این موضوع سبب شد که من و موسسان دیگر شرکت مان از عملیات روزانه مشتریانمان با خبر نباشیم که نهایتا سبب شد فهم نادرستی از چیزی که مشتریانمان می خواهند و تاخیر در مرحله همخوانی محصول و بازار برسیم.

با یک فاصله، عدم اطلاعات یا داده های لازم، ما حدس زده بودیم که محصول چه باید باشد و تصمیاتمان براساس این بود که چگونه قانع کننده و یا پر صروصدا خواهد بود.بدتر از آن،در یک لحظه ما در بازاری گیر کردیم که هیچ چیزی از آن نمی دانستیم و چرخش شدیدی از سازمانی بودن به تولید یک نرم افزار موبایل مصرفی داشتیم.

با کمال تعجب،این نرم افزار نیز خوب فروخت که باز هم به “مثبت کاذب شماره 2″ انجامید.

یک بار من نرم افزار را به یک بلاگر معتبر و معروف معرفی کردم که تا پیش از آن نمیدانستم او در Bay Area حضور دارد. او ما را اپل و گوگل نامید و در نهایت سبب شد ما یک گفتگو با شرکت کوچکی به نام فیسبوک داشته باشیم. همه این ها حرکت بزرگی بود ولی نرم افزار ما پر از اشکال بود.ما شرکت را به سطح مناسبی نرسانده بودیم (یه کم از زیرش شانه خالی میکردم.) و همچنین به سطحی که میخواستیم نرسید.اگر رک بگم،من عاشق این بودم که توسط غول های تکنولوژی سنجیده بشم.این من را راضی نگه می داشت که گیجی کوتاه مدتی از آسیب شناسی سیستمی ای بود که ما داشتیم.

آسیب شناسی این بود که ما ساختیم/استخدام کردیم/فکر کردیم/نوشتیم/مصرف کردیم/طراحی کردیم/تولید کردیم چیزهای مختلف را بدون اینکه یک سوال ساده را از خود بپرسیم:این مشتری ما را خوشحال و موفق خواهد کرد؟

 

برای پاسخ به این سوال، اول از هرچیز شما باید یک پرسونا (کاربر نمایی) بسازید و تعیین کنید که چه چیزی باعث جذابیت و موفقیت شما می‌شود و چقدر زمان و یا منابع دارید تا بر روی آن سرمایه گذاری کنید. ما معمولا زمانی که کار سخت شود از این سوال عبور می کنیم.من می دانم که انجام ندادن این کارها در همه مراحل ما را مشغول به چیزی کرد که زیاد مهم نبود. وقتی که رسیدن سخت شد،ما پرسونا را تغییر دادیم. وقتی که ما پرسونا را انجام دادیم بر روی یک مورد تمرکز کردیم که می توانست یک محصول فوق العاده را برای آن به ارمغان بیاورد. چیزی که مشتری ما را وا میداشت که بگوید:”اوه! من عاشقشم. باید داشته باشمش.”. واقعا مهم است که شما بر روی پیدا کردن یک چیز تمرکز کنید و آنرا بسازید تا مشتری را دلخوش و آنها را خوشحال و موفق سازید.راحت ترین چیز این است که بیش از اندازه بسازید،حدس بزنید،گیج شوید و… من این کارها را انجام دادم که واقعا اشتباه سیاهی بود.

اخراج کردن افرادی که شما در شرکت استخدام کردید هولناک‌ترین کار در ایجاد یک شرکت است. این واقعا بدتر از از دست دادن پول یا سرمایه گذاران تان است. من منابع گرانبهایی را حیف و میل کردم و در ایجاد یک شرکت پایدار برای جمعی از کارمندانم شکست خوردم و این ترسناک ترین جنبه از شکست من است.

در خاطرم هست که شکستی که برایش هزینه دادم امروز راهنمای من و تیم من است.

بدانید که مشتری تان کیست و چه چیزی آنان را موفق و شادمان می کند.

 

منبع : http://thefailcon.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : شنبه 16 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 37

با بررسی نهصدو سی پروژه صنعت ساخت در آمریکا مهمترین دلایل موفقیت پروژه هایی که توانسته بودند به موقع و با هزینه پیش بینی شده بر اساس کیفیت مورد انتظار کارفرما به اتمام برسند معلوم شد رعایت معیارها و عوامل زیر نقش ویژه اتی در موفقیت این پروزه ها داشته است :

۱- برنامه ریزی تفصیلی پروژه

۲- تفکیک پروژه به WBS و فازها

۳- تعیین نقاط تحویل

۴- تعیین مایلستونهای قابل اندازه گیری

۵- تعهد مدیریت و تیم پروژه

۶- درگیرشدن تیم در برنامه ریزی داخلی

۷- کنترل و پیگیری پروژه

۸- قابل اندازه گیری بودن پیشرفت پروژه

۹- بررسی های منظم

۱۰- مسوولیت پذیری

۱۱- جذابیت کاری

۱۲- ارتباطات موثر

۱۳- راهبری

۱۴- به حداقل رساندن تهدیدات

۱۵- طرح ریزی سیستم ارزیابی عملکرد و سیستم پاداش

۱۶- اطمینان از حضور موثر و حمایت موثر مدیریت ارشد

۱۷- انگیزه های فردی

 




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : سه شنبه 12 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 44

راز خوشبختی ساده است این بر پایه‌ی یک حرف معروف از پروفسور و چهره ی اجتماعی، Reinhold Niebuhr است که اظهار دارد: به من آرامشی بده تا بتوان آنچه را که نمی توانم تغییر دهم بپذیرم، شجاعتی ده که بتوانم آنچه را که می توانم تغییر دهم و خردی که بتوانم تفاوت بین این دو را تشخیص دهم. چگونه می توان به این هدف رسید؟ در ادامه سه قدم به شما معرفی خواهد شد.

قدم اول : منبع عدم خوشحالی خود را شناسایی کنید :

برای این مرحله، بهتر است دو برگه ی کاغذ و خودکار را فراهم کنید. در برگه ی اول، لیست تمامی مواردی که در زندگی شما سبب ایجاد ناراحتی میشوند و مانعی برای رسیدن شما به خوشحالی محسوب می شوند، بنویسید. این لیست برای هر فرد اختصاصی است و در طول زمان نیز ممکن است تغییر کند؛ بنابراین می توانید در دوره های مشخص، لیست های متفاوتی تهیه کنید. در صورتی که شما نوجوان هستید، علت عدم رضایت و شادی شما می تواند عدم استقلال باشد، در سنین جوانی، دغدغه ی مالی می تواند برای شما مسأله ای حیاتی باشد و در دوره‌ی میانسالی، سلامتی می تواند در این لیست قرار گیرد.

مواردی که در این لیست قرار می گیرند در طول زمان می توانند تغییر کنند و در صورتی که به مراحلی که در ادامه ذکر خواهند شد، پایبند باشید، خواهید یافت که این لیست کوچک و کوچک تر می شود. پس از نوشتن تمام دلایل عدم خوشحالیتان، از برگه ی دوم برای سازمان دهی این موارد به ترتیب زیر استفاده کنید: در صدر برگه ی دوم، بزرگ ترین عامل ناراحتی را بنویسید و به ترتیب با پایین تر آمدن، موضوعات کم اهمیت تر را ذکر کنید. در مرحله ی بعد، جلوی مواردی که قدرت تغییر آن ها را ندارید، یک علامت منفی (-) قرار دهید و درمقابل مواردی که قدرت تغییر و کنترل آن ها را دارید، یک علامت مثبت (+) قرار دهید.

قدم دوم : آنچه را که نمی توانید تغییر دهید، بپذیرید :

در این مرحله، با مواردی که در قدم پیش علامت منفی در جلویشان قرار دادید، سروکار دارید؛ به همراه یک ذهن و یک قلب کاملاً باز! در هنگامی که به بررسی این موارد میپردازید، ممکن است نظرتان را تغییر دهید و علامت منفی آنها را به مثبت تبدیل کنید اما در آخر، مواردی اقی خواهند ماند که منفیشان غیرقابل تغییر است و در انتهای کار، همچنان به شما زل زده اند! مواردی از قبیل یک عشق شکست‌خورده، یک همکار عصبی و یا سن شما. هدف شما در این مرحله، کنار آمدن با این موارد است. به جای احساس سرخورگی، میتوانید احساس قدردانی داشته باشید. با این دیدگاه که هر مشکل و ناهمواری در طول زندگی، سبب رشد است. این چالش ها را بپذیرید چرا هر یک، درسی برای آموزش به شما دارند. صبر، شفقت، بخشندگی و عشق می‌توانید در بطن هریک از آنها نهفته باشد.

قدم سوم : آنچه تحت کنترل شماست، تغییر دهید :

در این مرحله، با مواردی که دارای علامت مثبت در جلوی خود هستند سروکار دارید؛ به همراه صبر و انگیزه ی کافی! هر یک از این موارد، راه حل اختصاصی خود را دارند. برای مثال، سلامت ذهنی و یا مشکلات از دوران کودکی ممکن است به درمان های کلینیکی احتیاج پیدا کنند، احساسات ناامنی و عقده ها با گسترش افق های دید می‌توانند حل شوند؛ استرس‌های ناشی از کار می توانند با برنامه ریزی مناسب، ادامه ی تحصیل یا تغییر اشتغال حل شوند. خوشبختانه، با نوشتن این مشکلات، گام بزرگی را برای مواجهه و حل کردن آنها برمیدارید. حال برای برطرف شدن آنها به انرژی، زمان و اراده نیازمندید. برای یافتن ایده می توانید از خانواده، دسوتان و سایر افراد مورد اعتماد خود، کمک بگیرید. برای حل کردن، ابتدا از مشکلات کوچکتر که برطرف شدن آن ها آسان تر است، شروع کنید؛ غلبه بر آن ها، قدرتی مضاعف برای حل موارد بزرگتر لیستتان می‌دهد. آیا خوشحالی شما ارزشش را دارد؟ قطعا! به یاد داشته باشید شما به تنهایی مسئول چگونه گذراندن زندگیتان هستید، کسی جز شما کیفیت و چگونگی آن را برایتان تعیین نمی کند… پس بهتر است همین الان شروع کنید!

 

منبع : http://virtualdr.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : یکشنبه 10 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 32

 همه ما خیلی وقت‌ها لیستی از کارهایی که باید انجام بدهیم آماده می‌کنیم. اما درمورد کارهایی که باید از آنها دست بکشیم چطور؟ افراد موفق کارهایی که در زیر عنوان می‌کنیم را انجام نمی‌دهند اما این احتمال وجود دارد که شما هنوز انجامشان می‌دهید. همین امروز تصمیم بگیرید و این کارها را به لیست کارهای کنارگذاشتنی اضافه کنید.

 

۱ - بهانه آوردن :

افراد موفق دیگران را مقصر نمی‌کنند و بهانه نمی‌آورند و از بدشانسی‌شان شکایت نمی‌کنند. آنها مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده می‌گیرند. آنها می‌دانند که موفقیت و شکست در دستان خود آنهاست. پس سعی نکنید خود را قربانی جلوه دهید یا بهانه‌ بیاورید.

 

۲ - بی مقصد پیش رفتن :

افراد موفق برنامه دارند. زندگی آنها جهت و مقصد دارد. هیچوقت بی اراده کاری نمی‌کنند و بی مقصد پیش نمی‌روند به امید اینکه بهترین‌ها برایشان اتفاق بیفتد. آنها برای خود هدف تعیین می‌کنند و بعد برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی می‌کنند. اگر شما از آن دسته آدمهای هرچه پیش آید خوش آید هستید، از این رویکرد دست بکشید و شروع به برنامه‌ریزی کنید.

 

۳ - تمام روز نشستن پای کامپیوتر (یا بدتر از آن تلویزیون) :

درست است که کارهای مهم زیادی را می‌توانید پشت کامپیوتر انجام دهید اما نباید همه روزتان را به آن بگذرانید. بیرون رفته و با آدمها ملاقات کنید.

 

۴ -  به تاخیر انداختن کارها :

تعویق در کارها دشمن موفقیت است. روی هدفتان تصمیم بگیرید، کارهایی که باید انجام دهید را لیست کرده، اولویت‌بندی نموده و آغاز به کار کنید.

 

۵ - فقط انجام کارهای ساده :

برای چه کارهایی بیشتر وقت می‌گذارید؟ کارهای مهم، فوری یا کارهای ساده روزانه؟ اگر بیشتر وقت خود را به کارهای جزئی و کم‌اهمیت می‌گذرانید، باید روند خود را تغییر دهید. باید اول روی کارهای مهمتر تمرکز کنید، کارهایی که شما را به سمت هدفتان پیش می‌برند. تا جاییکه می‌توانید کارها و فعالیت‌های بی‌ارزش را نادیده بگیرید.

 

۶ -  نشستن در جلسات بیهوده :

آیا در محل‌کار وقتتان را در جلسات بی‌ارزش تلف می‌کنید؟ خیلی از کارمندان شرکت‌ها این وضعیت را دارند. هر جلسه‌ای باید یک هدف، دستورکار و یک مدیر ماهر داشته باشد که کمک کند جلسه از هدف اصلی خود دور نشده و روی همان متمرکز بماند. در جلسات بیهوده و ضعیف شرکت نکنید—فقط خلاصه آن را از دیگران بگیرید.

 

۷ - محدود کردن جاه‌طلبی‌هایتان :

افراد موفق باور شگرفی به خود دارند و جاه‌طلب هستند و استانداردهای بالایی برای زندگی خود در نظر می‌گیرند. آیا شما خودتان را پایین می‌کشید؟ اعتمادبه‌نفستان را از دست داده‌اید؟ از اول شروع کنید. برای خودتان اهداف بلندپروازانه تعیین کنید. مهارت‌ها، استعدادها و دستاوردهایتان را به خود یادآور شوید و هر روز به خودتان انگیزه بدهید.

اگر بتوانید از فعالیت‌های بی‌ارزش و منفی که انجام می‌دهید دست بکشید، خود را به موفقیت نزدیک‌تر خواهید کرد. از انجام کارهایی که می‌دانید فقط وقتتان را تلف می‌کند خودداری کنید و شروع به ساخت موفقیتتان کنید.

 

منبع : پارسی طب



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : چهارشنبه 06 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 23

با اینکه بهتر زیستن گزینه‌ای جذاب و وسوسه انگیز است، اما بیشتر آدم‌ها هرگز آن را انتخاب نمی‌کنند.

چرا این اتفاق می‌افتد؟

مهم‌ترین دلیل آن، نداشتن شهامت است. بهتر زیستن هنری است که انتخاب آن، شهامت زیادی می‌طلبد.

افرادی که می‌خواهند زندگی بهتری داشته باشند و از هیچ تلاشی برای تحقق خواسته‌شان فروگذار نمی‌کنند، آدم‌های پر دل و جرأتی هستند.

کسی که برای یادگیری دانش و مهارت‌های تازه، گشوده بودن نسبت به تجربه‌های جدید، خارج شدن از منطقه امن خود، حذف باورها و افکار کهنه، جذب فضیلت‌های اخلاقی و اهمیت دادن به رشد شخصی، شهامت کافی ندارد بدون تردید نمی‌تواند زندگی بهتر و شادتری را تجربه کند.

 

بنابراین، فقط آدم‌های باشهامت بهتر زیستن را انتخاب می‌کنند و از موهبت‌های آن برخوردار می‌شوند؛

  • آدم‌هایی که یارای تلاش برای انجام هر کاری را دارند و همواره در ﺗﻼﺷﻨﺪ تا بهترین خودشان باشند و به دیگران نیز در این مسیر کمک می‌کنند.
  • آدم‌هایی که جرأت شاد بودن دارند.
  • آدم‌هایی که شجاعانه رؤیاها و خواسته‌هایشان را زندگی می‌کنند.
  • آدم‌هایی که می‌توانند لذت‌هایشان را به تأخیر بیندازند و شهامت از دست دادن چیزهای خوب، برای به دست آوردن چیزهای بهتر را دارند.
  • آدم‌هایی که نسبت به هر موفقیت یا شکستی بی ‌اعتنا هستند و با شهامت، فقط هدفشان را دنبال می‌کنند و تحت هیچ شرایطی متوقف نمی‌شوند.
  • آدم‌هایی که بدون هیچ ترس و تردیدی و با صدای بلند در مورد رؤیاهایشان با دیگران صحبت می‌کنند.
  • آدم‌هایی که در زندگی‌شان شهامت خطر کردن را دارند.
  • آدم‌هایی که خلاقانه زندگی می‌کنند و از بیان سخنی تازه یا قدم گذاشتن در مسیرهای خلوت و کم گذر نمی‌ترسند.

همان‌طور که در ابتدای مطلب گفتم، بیشتر آدم‌ها از انتخاب بهتر زیستن صرف‌نظر می‌کنند؛ اما شما می‌توانید جز این دسته از افراد نباشید و دنیای خاص و متفاوتی را برای خودتان بسازید؛ به شرط اینکه شهامت انجام چنین کاری را داشته باشید.

 

منبع : sabzeroshan



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : دوشنبه 04 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 37

اگر از اطرافیان خود بپرسید: «آیا می‌دانید سن واقعی بدن شما چند سال است؟» كمتر كسی جوابی برای سؤال شما خواهد داشت؛ چرا كه متأسفانه ما به علت عدم برخورداری از آموزش‌های لازم سلامتی و تندرستی و دوری از ورزش و تحرك بدنی معمولاً از این كه سن واقعی بدن  هم وجود دارد، بی‌خبریم.

اما سن واقعی بدن  هر فرد، سنی است كه بدن او از نظر قدرت و استقامت سپری كرده است، از آنجا كه از حدود 25 سالگی با كاهش تعداد و ابعاد سلول‌ها در بدن آن هم با ریتمی ثابت مواجه می‌شویم؛ لذا توصیه متخصصان طب ورزشی و مربیان تربیت‌بدنی این است كه افراد همواره تلاش كنند تا سن واقعی بدن خود را جوان‌تر از سن ظاهری نگه‌دارند.

همه ما به سن خود و سال‌هایی كه پشت سر می‌گذاریم توجه داریم و گاه افسوس می‌خوریم از این كه سال‌ها چه زود پشت سر هم رفتند و ما ماندیم و عددهایی كه روی هم انباشته شده است، غافل از این كه نه سن ظاهری بلكه این سن واقعی بدن  است كه پیری و جوانی هر فرد را تعیین می‌كند. در مثل می‌گویند: «دلت جوان باشد» شاید همین دل جوان بودن را به معنایی دیگر اینجا نیز بتوان به كار برد. در اصل ظواهر كهولت معیار پیری و جوانی افراد نیست، بلكه سن واقعی بدن  آنها است كه معیار جوانی یا پیری آنها را تعیین می‌كند. چه بسا افرادی كه از نظر سن ظاهری در رده میانسالی و پیری قرار دارند، اما سن واقعی بدن  آنها جوانتر از كسانی است كه به ظاهر جوان محسوب می‌شوند.

 

این كه ایده‌آل سن واقعی بدن  هر فرد در مقایسه با سن ظاهری او چقدر است، معیاری است كه با تست‌های ورزشی قابل محاسبه است، اما همین بس كه جوان نگه‌داشتن این سن، سال‌های طولانی و مفید زندگی را برای آنها به ارمغان خواهد آورد و وداعی است با انواع بیماری‌های شایع در دوران میانسالی و سالخوردگی. نكته مهم این است كه بدن شما می‌تواند به شكل باورنكردنی جوان‌تر از سن واقعی شما بماند، اما رسیدن به آن شروط مهمی دارد كه از جمله آن تغییر عادات زندگی غلطی است كه متأسفانه برای همه ما به یك الگو و فرهنگ تبدیل شده است. رستوران‌گردی، پشت میز نشینی، استفاده از خودروی شخصی، آسانسور و هزاران روش غلطی كه اصلاح آن فقط به كمی دلسوزی واقعی آن هم برای بدن خودتان وابسته است.

صد البته كه براساس توصیه بسیاری از كارشناسان و متخصصان تغییر الگوهای تغذیه‌ای و تحرك بیشتر كمك بسیاری به افزایش طول عمر و كاهش سن واقعی بدن و جوان نگه داشتن آن می‌كند، اما این مهم را نباید فراموش كرد كه كار كشیدن از قلب و سوزاندن چربی‌های اضافه بدن نیز در رساندن بدن به سن واقعی خود مؤثر خواهد بود.

كمی توجه به رساندن بدنتان به سن واقعی آن، نه فقط شما را به سن واقعی‌تان نزدیك خواهد كرد، بلكه در برابر بیماری‌های غیرواگیری چون دیابت، فشارخون، انواع سرطان و بیماری‌های قلبی- عروقی هم مصون خواهید ماند .

منبع : familypsy.ir



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : شنبه 02 تير 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 35

غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم. تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند.

اغلب ِ ما بعد از تجربیات ناخوشایند زندگی از کلماتی مانند دلشکسته، آزرده و ... برای توضیح احساسات خود استفاده می‌کنیم. غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم.

ضربان قلب نامنظم  :

تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند. مطالعه‌ای که روی 886000 نفر انجام شد دریافت آنهایی که همسر یا معشوقه‌ی خود را از دست می‌دهند بیشتر در معرض نامنظم بودن ضربان قلب هستند، مخصوصا اگر کمتر از 60 سال سن داشته باشند یا فرد مقابل‌شان بصورت غیر منتظره‌ای فوت کرده باشد. ریسک فیبلیراسیون دهلیزی در میان آنهایی که غم از دست دادن همسر خود را داشتند، 41 درصد بیشتر بوده است. این تاثیر، 8 تا 14 روز بعد از فوت همسر، بیشترین بوده و تنها بعد از گذشت یک سال، تخفیف یافته بود.

 

کاهش عملکرد سیستم ایمنی :

پژوهش جدید دیگری نیز روی افراد سالمند انجام شد و نشان داد آنهایی که به تازگی همسر خود را از دست داده بودند، بیشتر مستعد بیماری‌های عفونی بودند. نوتروفیل‌ها سلول‌های سفیدی هستند که با عفونت مبارزه می‌کنند، این سلول‌ها در افراد تحت آزمایش دچار کاهش عملکرد شده بودند. به گفته‌ی محققان می‌توان برای افرادی که زیاد در معرض استرس هستند از مکمل‌های هورمونی یا محصولات مشابه استفاده کرد و البته حمایت دوستان و خانواده برای کنترل احساسات ناخوشایند این افراد ضروری است.

 

اضطراب  :

ناخوشی جسمی، علامتی از غم و اندوه است که می‌تواند خودش را به صورت علائمی شبیه اضطراب نشان بدهد. در موارد مرگ ناگهانی یکی از عزیزان، تاثرات جسمی می‌توانند با استرس و شوک عاطفی مرتبط باشند، مانند دل آشوبه، ضربان تند قلب، لرزش و حساسیت شدید نسبت به صدا.

 

مشکلات پوستی  :

همانطور که بروز درد جسمی غیر عادی نیست، تظاهر مشکلات پوستی یا تنفسی نیز غیر معمول نیست. پوست، بزرگ‌ترین اندام بدن است. وقتی رنج و اندوه شدید داریم و دچار استرس ناشی از آنیم، مشکل پوستی نیز ممکن است بروز کند. مشکل پوستی خصوصا در افرادی که احساسات خود را سرکوب می‌کنند بیشتر مشاهده می‌شود.

 

چگونه بر احساس غم و اندوه خود غلبه کنیم؟ 

شما باید به بدن خود توجه کنید و احساسات خود را سرکوب نکنید. وقتی اشک‌های‌تان می‌خواهند جاری شوند اجازه بدهید این اتفاق بیفتد. اگر احساس خشم می‌کنید جای مناسبی را پیدا کنید و فریاد بزنید. خودتان را از بقیه کنار نکشید و احساسات خود را پنهان نکنید، خویشتندار بودن در چنین مواقعی امتیازی برای‌تان ندارد. اگر نیاز دارید با کسی حرف بزنید یک دوست واقعی را انتخاب کنید و با او درد دل کنید، او نیز زمانی به حمایت شما نیاز خواهد داشت، این بار نوبت شماست.

در مورد کسی که او را از دست داده‌اید حرف بزنید، در مورد ماجرایی که آزرده‌تان کرده حرف بزنید و اگر کسی را پیدا نکردید که با او راحت باشید به مشاور مراجعه کنید. عبادت کردن و توکل به خداوند نیز راه مناسبی برای پیدا کردن آرامش و رها شدن از اندوه است.

 

و اما اگر می‌خواهید در مورد درد جسمی که دارید اقدامی بکنید : 

به روانپزشک مراجعه کنید، مخصوصا اگر احساس می‌کنید برای خواب یا اضطراب‌تان به دارو نیاز دارید. شما با کمک یک درمانگر هم می‌توانید به طور تدریجی پروسه‌ی بازیابی خودتان را طی کنید. ماساژ درمانی، بو درمانی، رفلکسولوژی و ... نیز کمک‌تان می‌کنند از اندوه رها شوید .

 

منبع : تفکر مثبت



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : سه شنبه 29 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 38




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : ریپورتاژ آگهی ,

تاریخ : شنبه 19 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 14




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : شنبه 19 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 31




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : ریپورتاژ آگهی ,

تاریخ : دوشنبه 14 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 20




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : یکشنبه 13 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 25




ادامه مطلب

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : ریپورتاژ آگهی ,

تاریخ : شنبه 12 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 17



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : آموزش روانشناسی ,

تاریخ : سه شنبه 01 خرداد 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 57



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

درباره : ریپورتاژ آگهی ,

تاریخ : جمعه 28 ارديبهشت 1397 نویسنده : احمد حیدری l بازدید : 9

مطالب گذشته
آمار کاربران


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آموزش روانشناسی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

آموزش روانشناسی